آموزشاخبار ایراناخبار ویژهمقالات

چگونگی مدیریت بحران و شهر اسفنجی

«شهر اسفنجی» رویکردی برای شهرها، در عصر تغییرات آب و هوایی


به گزارش چنارنیوز، این رویکرد به عنوان یک پاسخ به افزایش تاثیرات سیل، به طور عمده از سال 2013 در کشورهای توسعه یافته حمایت شد.

امروزه موسسات تحقیقاتی بین المللی چین، سیاستگذاری های خلاقانه ای برای پیاده سازی اهداف و راهبردهای این رویکرد در شهرها ارائه می کند.

رویکرد شهر اسفنجی با ارائه مجموعه سیاست های پیشنهادی، چهارچوبی را برای مدیریت جریان آب های سطحی و جذب و ذخیره سازی آب های ناشی از بروز سیل، در حالتی کاراتر از روش های قبلی فراهم میکند.

محققان طراحی شهری و برنامه ریزی شهری در چین اعلام کرده اند با وجود مجموعه پیشنهادات متعدد، هیچ رویه ثابتی برای ایجاد شهرهای اسفنجی وجود نداشته و راهکارهای استفاده شده در هر پروژه، بسته به موقعیت مکانی،متفاوت است.

▪️مدیریت بحران

بلایای طبیعی در سراسر کره زمین وجود دارد و تلفات مالی و جانی بر جای می گذارد. در کشورهای مختلف بر اساس برنامه های جامع مدیریت بحران، نوع برخورد و  مدیریت اینگونه بلایا متفاوت است.

به عنوان نمونه در کشور ژاپن سونامی، سیل، زلزله های سهمگین و … به عنوان جبر محیطی پذیرفته شده است؛ اما با این وجود سطح آمادگی و واکنش به موقع برای مواجهه با اینگونه بلایا بسیار پیشرفته تر از کشورهای در حال توسعه از جمله کشور ما است، چرا که آن ها به این باور رسیده اند که با تکنولوژی و دانش تخصصی می توان بر جبر محیطی  غلبه نمود. به همین منظور با بهره گیری از دانش و تکنولوژی روز خانه ها را به گونه ای می سازند که در برابر زلزله 12 ریشتری بتوانند مقاومت کنند!

از طرف دیگر لازمه بهره گیری از دانش و تکنولوژی روز را در فرهنگ جستجو می نمایند. لذا در زمینه های فرهنگی نیز آگاهی عمومی، فرهنگ مدیریتی برای مواجهه با بلایا و بحران های طبیعی و انسانی را تقویت نموده اند.

یکی دیگر از نقاط قوت در حوزه مدیریت بحران در اینگونه کشورها این است که در این حوزه به صورت یکپارچه و جامع اقدام می نمایند. لذا تمامی سازمان ها به صورت هماهنگ و در ارتباط با هم اقدام به تصمیم گیری، تصمیم سازی و اجرا می نمایند.

به طور کلی مدیریت بحران شامل سه مرحله است؛

1- پیش از بحران (شناخت وضع موجود، شناسایی بحران های بالقوه و داشتن راهبرد برای مقابله با بحران های احتمالی، تهیه نقشه های پهنه بندی خطر، ارزیابی امکانات و زیرساخت های موجود از نظر کارایی و پاسخگویی برای زمان بحران، ارزیابی نیروی انسانی)

2- حین بحران (در صورت داشتن برنامه در مرحله قبل؛ استفاده از راهبردهای مناسب به عنوان چراغ راه مواجهه با بحران و استفاده از سرمایه های انسانی، اجتماعی و فیزیکی جهت انجام بهترین واکنش)

3- پس از بحران (بازسازی، بازپروری و بازیابی مالی، روحی و روانی آسیب دیدگان و برگشت به شرایط عادی زندگی)

در کشورهای در حال توسعه از جمله کشور خودمان، متاسفانه به دلیل تعدد سازمان های درگیر مدیریت بحران و ناهماهنگی میان آن ها هیچکدام از این مراحل آنگونه که باید انجام نمی پذیرد.

در مرحله اول هیچگونه راهبردی وجود ندارد.

در مرحله دوم نیز اکثر نهادهای مداخله کننده چه مردمی و چه دولتی به صورت خودجوش عمل می نمایند که در بعضی اوقات شاهد تضاد منافع میان آن ها هستیم و این تضاد منافع موجب کاهش توان عملیاتی آن ها می گردد.

در مرحله سوم نیز باز وضعیت به همین گونه است.

با توجه به آنچه گفته شد؛ بهتر است در بین سازمان ها، متولیان و مدیران یک اراده واقعی برای بهبود این وضعیت ایجاد شود و اگر نقد منصفانه ای انجام می گیرد از آن نقد استقبال شود.

ذکر این نکته را نیز لازم میدانم؛ که همه نهادها از جمله دولت، سپاه، ارتش و … بدون چشم داشت و با تلاش شبانه روزی  به مردم سیل زده امداد رسانی می نمایند و تاختن به هرکدام از این نهادها و بهره برداری سیاسی از این موضوع در شرایط کنونی کاملا اشتباه و مردود است.

یادداشت: دکتر میثم رضایی

گروه شهرسازی دانشگاه سلمان فارسی

انتهای پیام/

لینک کوتاه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا